
مدهت جان کجایی ببینی رفتم یه وبلاگ باز کردم امیدوارم روزی وبلاگ مو ببینی .خیلی دلم واست تنگ شده فرشته ای نجات من.تو مدرسه احساس تنهایی هر سال داره دو برابر میشه .به خانه تو که زنگ زدم پیدات نکردم نی دونم کجایی یه دوست.هر جا هستی من رو فراموش نکن.به امید دیدنت.خیلی دوست دارم آخه غیر تو کسی نیست به درد دلم گوش کنه .و اشک های من رو ببینه. از طرف دوست خرت کبیرا نوشته شده توسط fool در چهارشنبه پانزد...
ادامه مطلب
کلاس اول اولین دیدار مون بود ولی وقتی کلاس چهارم بودم با هم دوست شدیم.تو یک نویسنده و یک شاعر بودی و من تازه شروع کردم به شعر نوشتن شاید من زودتر از تو شاعر شدن رو آغاز کردم ولی تو از اول کارشناس بودی.هر چی شعر به درد نخور بود می نوشتم. و به حرفات توجه نمی کردم و فک میکردم تو نوشتن عالی هستم و حرف تو رو باور نداشتم. چه احمق بودم و تو چه خوب راهنمایی می کردی. تازه با تو فهمیدم شاعر بودن چیه.تو مشا...
ادامه مطلب