و حرف تو رو باور نداشتم. چه احمق بودم و تو چه خوب راهنمایی می کردی. تازه با تو فهمیدم شاعر بودن چیه.تو مشاور و هم راز منی و من بی تو یک آدم تنهام.بعد از این که مدهت از مدرسه رفت یک هم راز خوب پیدا کردم.نمی دونم حالا کجایی ایران هستی یا رفتی.ضحی غدیری اطلسی من.چه روز خوبی به دنیا آمدی عید غدیر درست مثل من که تولد امام حسن(ع) به دنیا آمدم.کاش می شد مثل هر سال برات هدیه بگیرم .ولی حیف.هدیه من به تو دل تنگم هست.
دوست دارم دوست دارم و باز دوست دارم.


